X
تبلیغات
اسرا .

درباره من


من اینجا بس دلم تنگ است ...
و هر سازی که می بینم،
بد اهنگ است...
بیا ره توشه برداریم
و قدم در راه بی بازگشت
بگذاریم
و ببینیم اسمان هر کجا ،
ایا همین رنگ است ؟


ا

منوی اصلی

لینک های روزانه

آخرین نوشته ها

دوستان من

موضوعات

آرشیو وبلاگ

امکانات


هوا بس ناجوانمردانه سرد است.....



نـوشــته شده در: سه شنبه دهم دی 1392 | 22:28 | به قلم: سمیه |




آدمی که با سایه خود دردل می کند

چه رنجی می کشد وقتی که هوا  بارانیست ....



نـوشــته شده در: پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 | 22:31 | به قلم: سمیه |



به حباب نگران لب یک رود قسم...

غصه هم خواهد رفت...

انچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند.



نـوشــته شده در: چهارشنبه هشتم آبان 1392 | 18:18 | به قلم: سمیه |



مهر ماه
اولین روز دبستان باز گرد

شادی ان روزهایم بازگرد

ای خاطرات کودکی سوار بر اسیهای چویکی ...

درسهای روز اول ساده بود

اب را سارا به بابا داده  بود

هم کلاسی های من یادم کنید

باز هم در کوچه ها فریادم کنید

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

ای دبستانی ترین احساس من بازگرد

ان مشق ها را خط بزن.

پاییز همه زیبا



نـوشــته شده در: دوشنبه یکم مهر 1392 | 22:26 | به قلم: سمیه |



اگر قبل ار رسیدن به ارزوهایم مرگم فرا رسید

ارزوهای مرا به آب بدهید

تمام ترسم این بود که نکند، باد ارزوهای مرا با خود ببرد..


+ تکرار سال های زندگی امیدواری خداوند را تکرار میکند و

من هنوز به خدا امیدوارم.



نـوشــته شده در: دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 | 18:36 | به قلم: سمیه |




غزل شماره 166


    + باشد که اتخاب دکتر روحانی اغاز روزهای بهتری برای همه باشد.



+ دکتر روحانی در پیام مهم خود به ملت ایران ضمن یادآوری نقش هاشمی رفسنجانی
 
در خلق حماسه سیاسی  از حجت الاسلام سید محمد خاتمی نیز تقدیر کرد.


+  یه روز خوب اومد ( علی )

                


نـوشــته شده در: یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 | 1:1 | به قلم: سمیه |



میان پیداترین زخم و پنهانترین راز دردی است

که با هیچ چیز آرام نمیشود...


+ کدام قانون بر گذر زمان حکم میکند که روزی حتی

بدترین ها هم خاطره ی خوب می شوند!!

+فراموش کرده بودم،.. اینجا هم دوساله شد.



نـوشــته شده در: پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 | 14:55 | به قلم: سمیه |



امید به تمام فرداهایی که دیروز شدند....



+ اگر قراره انتخاباتی وجود داشته باشد چرا خیلی ها با قطعیت میگن

رییس جهور بعدی جلیلیه!!



نـوشــته شده در: چهارشنبه هشتم خرداد 1392 | 21:52 | به قلم: سمیه |



پرندگانم را ازاد کردم

زیرا فهمیدم تنها راه از دست ندادن نداشتن است...



نـوشــته شده در: یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 | 0:24 | به قلم: سمیه |



تنها مفهوم دهه فجر برای من فقط یادآوری خاطرات دوران دانش آموزی است که

پیروزی انقلاب گذشتگان را جشن میگرفتیم....!


+ادرس جدید میثمک



نـوشــته شده در: پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 | 17:43 | به قلم: سمیه |




چه تلخ است محاکمه ی پاییز و زمستان که برای جان دادن به درخت جان میدهند

و چه ناعادلانه کمی آنطرفتر همه چیز به اسم بهار تمام میشود...






نـوشــته شده در: دوشنبه دوم بهمن 1391 | 21:5 | به قلم: سمیه |



سعدی کجایی ؟

بیا و شعرت را پس بگیر

در شهر من بنی آدم ابزار یکدیگرند....!



+یکی همیشه وبلاگ من رو از گوگل سرچ میکنه که خیلی دلم میخواد بدونم کیه!

+دست نوشته






نـوشــته شده در: دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 | 23:24 | به قلم: سمیه |



سیاهی قلبها از زیادی گناه است،

زیادی گنا ه از فراموشی مرگ است،

فراموشی مرگ از زیادی ارزوهاست

 زیادی ارزوها از دوست داشتن دنیاست

 و دوست داشتن در راس همه ی خطا هاست..





نـوشــته شده در: شنبه شانزدهم دی 1391 | 23:34 | به قلم: سمیه |



دوستم دانشجوی ارشد علوم اقتصادیه

یه منبع درسی از اقتصاد اسلامی بهش معرفی کردن که

اصلا تو کل ایران گیر نمیاد واسه اینکه از وقتی  نویسنده مرحومش

برای دو یا سومین بار تجدید چاپش کرده دیگه ممنوع الچاپ شده ( حالا به هردلیلی)!

بعد از بین همه کلاس ، دوستم و یه همکلاسی دیگه موفق به پیدا کردن این

کتاب اسلامی از شهر مقدس قم (مرکز کتابهای زیرخاکی) شدن .

اونم با کلی رو انداختن به این و اون !

کتاب دوستم چاپه  1357که حتی حتی بعضی از

صفحاتشم کپک سبز رنگ داره و از بس به عنوان منبع ارشد معرفی شده

و این کتاب نایاب دست به دست  شده که صفحات سفید به رنگ  زرد

همراه با چرک دست تبدیل شده .

بعد چون کتاب حفظیه و فرار و ما هم که فقط بلدیم ریاضی و امار بخونبم و

حفظی تو مغزمون نمیره دوستم روزی 3 ساعت این کتاب کپک زده رو میخونه و

چون مرتب جلوی صورتشه و همراه با چرک دست 34 ساله و مخلفات دیگه نفس میکشه،

صورتش پر از جوش  شده و تا الان حدود 50 هزار تومن خرج ویزیت دارو و درمان داده.

تازه قراره بعد امتحانات یه نوبت از متخصص تهران بگیره و درمان صورتش رو شروع کنه!

فقط اینم اضافه کنم کتاب دوستش چاپه سال 1342!!

نمی دونم چه بلایی سر اون اومده !


+سمفونی زندگان 4

+میخوام ازدواج کنم!!!







نـوشــته شده در: شنبه نهم دی 1391 | 23:12 | به قلم: سمیه |




اسوده خاطرباش

هیچ کس نخواهد فهمید انچه را که میان دلهای ما گذر کرد

همان چیزی که مرورش همانند وقوعش تازه و تکان دهنده بود

این راز ،این محبت لعنتی، این دلتنگی کشنده برای همیشه سر به مهر خواهد ماند،‌

دست نخورده و پاک به همان سپیدی روز های اغازین اشنایی....

وفادار می مانم به تمامی خاطراتم ،

چه سوگند عجیبی حتی عجیب تر از اشنایی من و تو در حصار بی رحمی سرنوشت ...


+ اقای مدرنیته سابق در صحن مجلس

+ کسی از ادوارد (میخواهم ازدواج کنم) خبر داره ؟





نـوشــته شده در: شنبه بیست و هفتم آبان 1391 | 21:18 | به قلم: سمیه |